آواها ونواها

مناظرات اجتماعی،اشعاری از شاعر توانا روستا

    «گفتگوی کاردان و دزد» گفت : کاردانی به دزدی ناقلا تابه کی خواهی بدزدی در خفا؟ مدرکت بالاست برو دنبال کار دیگری در اداره یا که بازار یاکه هم افسونگری کار دزدی که نباشد حرفه ای آخر پسر حرفه ای دیگر بگیر نان حلال بر خانه بر دزد گفتا : ای کسی که […]

توبیا ای…-از شاعر تواناروستا

چشم از دوری چشمان گلت نم دارد کوچه ها عطر نفسهای تو را کم دارد به شماره زدن قلب خرابم سوگند بی تو اینجا نفسم یک دم و بازدم دارد زودبیا ای تو سفرکرده ی طولانی عشق تابه کی کم شود این غصه که آدم دارد پشت ایوب خمید٬دیده یعقوب سپید یوسف! این رسم وفا […]