چاووشی خوانی رسمی دیرین در دل آباد

چاووشی خوانی رسمی دیرین در دل آباد

یکی از صداهای دلنشینی که درمواقع ومناسبات خاص برفضا روستا  دل آبادطنین انداز می شود  واشک شوق بردیدگان  اهالی جاری می سازد ودل ها راروانه کربلامعلا، مشهد،کاظمین وسامرا می نماید صدای خوش ،چاووشی ،خوانی می باشدکه متاسفانه  امروزه اندکی  از آن کاسته شده است .این چاووشی خوانی در مواقع ذیل خوانده می شود:

۱-ماه محرم برای اطلاع از حرکت هیات سینه زنی روزهای ۸،۹،۱۰محرم، شروع جلسه روضه خوانی در شب های ماه محرم وصفر،علم بندان در روز۷محرم ،حرکت علمداران در روزهای ۸،۹،۱۰  محرم

۲-رفتن وآمدن فردی از کربلا،مشهد؛حج  و قبو رامامان وامام زادگان

که مهمترین چاووشی خوانان روستا آقایان :

۱-کربلایی حسن رضایی

۲-علی نخعی

می باشند

چاووشی چه زمانی وچرا خوانده می شود:

; – «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَاللّهِ فَاِنَّها مِنْ تَقْوی القُلُوب»۱ هرکس شعائر دین خدا را بزرگ و محترم بدارد همانا این صفت، نشانه تقوای دلهاست.

عالی ترین ارزش وجودی انسان در نظام خلقت، عبودیت حق تعالی است که شکل و فرم مخصوص آن از زیباترین جلوه های استعداد هنری یک انسان می تواند باشد. انسان مسلمان، لحظه های عبادتش، لحظات نمایش عشق و دلدادگی او با خدا است که آن را با هیچ چیز عوض نمی کند.

زیارت و حضور در آستان مقدس اولیای حق، از پربارترین نمونه های این تجلّی و نمایش دلدادگی است که زائر عارفِ دلباخته، پیوسته آن را از خداوند طلب می کند. و در طول تاریخ، مسلمانان برای انجام زیارت، جان و مال خود را فدا کرده اند و در این راه سختیها را به جان خریده اند تا بتوانند لحظاتی در حرم اهل بیت علیهم السلام ، از فیض آنان بهره ببرند.

لحظه های مهیّا شدن برای زیارت و دیدار اولیای حق نیز در نزد گذشتگان و نیاکان ما مسلمانان، از اهمیّت شایانی برخوردار بوده است. زیارت دارای سنتها و آدابی بوده است که زیبایی های معنوی در آن موج می زده و آثار فراوانی هم داشته است. از جمله این سنتها که نشانی از تعظیم شعائر و تقوای قلوب مؤمنان است، سنّت «چاووشی خوانی» است.

چاووشی خوانی چنین بوده است :

که چاووش خوان، حرکت   کاروان عشق، هنگام عزیمت به خانه خدا و عتبات عالیات،مشهد مقدس،امام زادگان را با عِطر صلوات و سلام بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم را در فضای روستا و در کوچه پس کوچه های آن ،طنین انداز می کرد.  و همراه آن، بوی خوش نینوا ،مشهدالرضارا در روستا منتشر می کرد .

چاووش ندا سر می داد که: «بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا.»

چنان شور و هیجانی ایجاد می کردند که جذبه آن اختیار از کفها می ربود و شیعیان دلباخته را بی مقدمه راهی زیارت می کرد. واشک بردیدگان جاری می ساخت.

در گذشته هنگامی که فردی می خواست به کربلا،مشهد،حج برود با خواندن چاووشی به اهالی اعلام می شد که برای خداحافظی در مسجد یا حسینیه گرد آیندوبه هنگام عزیمت  وبازگشت نیز چاووشی خوانده می شد ود واقع چاووشی خوان در جلو حرکت وورود زائر را اعلام می نمود

دریغ و افسوس که در زمان حاضر بر این سنّت اسلامی ـ همچون بسیاری از سنتهای حسنه دیگر ـ گرد فراموشی نشسته و کم رنگ شده است. دیگر، کوچه های روستا مان آن فضاهای سرشار از معنویت و صفا را کمتر در خود می بیند.وجای آن را پیامک ،دعوت نامه ،اعلام از بلند گوو… گرفته است.بیاییدسنتهای خوب گذشته را پاس داشته ودوبار احیاء نمایم تا نسل جدید با ان بیگانه نشوند.وباروسوم عاریت گرفته شده خدافظی نمایم  .

 

برای نمونه چند بیت از متن چند چاووشی  را ذکر می کنیم:

 

چون از وطن روانه سوی کربلا شدیم امیدوار بر کرم کبریا شدیم
دیدیم بقعه شاه عبدالعظیم را در آستان شاه مقامش گدا شدیم
کردیم پس زیارت معصومه را به قم آنجا دخیل خواهر شاه رضا شدیم
گشتیم پس به جانب کرمانشهان روان آنجا به دست تذکره چی مبتلا شدیم
اما هزار شکر که از هرچه بود و هست دادیم پول و از همگی شان رها شدیم
در بقعه علیّ نقی، آنگه عسکری

 

راندیم از شعف به سوی شهر کاظمین در مشهد مقدّسشان جابه جا شدیم
در آستان موسی و هم زاده اش پسر بنموده عرض حاجت و مشکل گشا شدیم
ز آنجا به شور و ناله و افغان و درد و غم هم واحسین کنان به سوی کربلا شدیم
گشتیم پس به جانب سقّای کربلا در هروله ز مروه به سوی صفا شدیم
دیدیم جمله خیمه بی صاحب حسین ز آنجا به خیمه حضرت زین العباد شدیم
پس چند روز کرده زیارت به کربلا سوی نجف روانه به صد ماجرا شدیم

 

مشهد شاه رضا

شکر للّه شد نصیبم مشهد شاه رضا یافتم بوی بهشت از مرقد شاه رضا
بود خالی جای یاران جملگی از مرد و زن در حریم کعبه سلطان علی موسی الرّضا
پا نهادم در حرم، رفتم به نزدیک ضریح قفل را بوسیدم و دادم دل و جان را صفا
در زیارت نامه خواندم، باز آوردم به یاد حقِّ حق داران و قوم و خویش و اقربا
سیّما در پشت سر بهر شهید کربلا والدین جمله را از مرد و زن کردم دعا
بارالها! کن نصیب دوستان سال دگر

چاووش نامه مشهد، هنگام عزیمت

ما به نزد حضرت شاه خراسان می رویم با سر و جان در بر سلطان ایمان می رویم
قبله هفتم، امام هشتمین باشد رضا ما به نزد آن شهنشاه غریبان می رویم
هرکه دارد آرزو بر گوبیا با کاروان ما به نزد آن امام انس و هم جان می رویم
آن امامی که مراد عالَمی سازد روا در حضور او به امید فراوان می رویم
خاک ایوان طلا را سرمه ی چشمان کنیم سر ز پا نشناخته در نزد جانان می رویم
هر که را عشق امام دین بُوَد برگو بیا گو بیا با ما که ما با عهد و پیمان می رویم

 

چاووش نامه کربلا، هنگام عزیمت

عازمیم ای دوستان! ما به سوی کرب و بلا تا ببوسیم مرقد آن شهسوار سرجدا

 

هرکه باشد عاشق قبر علیّ اکبرش گو بیا زوّار او ای با وفا
تا ببوسی قبر عباس، آن علمدار حسین تا ببینی مُعجز سقّای دشت نینوا
گر تو را بر سر هوای اصغر بی شیر اوست جهد کن بشتاب با ما از ره صدق و صفا
ناله ی اطفال شاه کربلا آید به گوش آن یکی گوید اخی و آن دیگر گوید اخا
عازمیم ای دوستان! ما به سوی کرب و بلا تا ببوسیم مرقد آن شهسوار سرجدا

هنگام برگشت ازکربلا

دوستان از کربلای پر بلا برگشته ایم از حضور خامس آل عبا برگشته ایم
در نجف اندر حضور مرتضی بودیم ما از حضور شهسوار لافتی برگشته ایم
قتلگاه شاه دین را ما زیارت کرده ایم از حضور آن شهید نینوا برگشته ایم
در کنار علقمه، قبر علمدار حسین دیده ایم و با دو صد شور و ندا برگشته ایم
حجله گاه قاسم نو کدخدا را دیده ایم اشک ریزان ما از آن بزم عزا برگشته ایم

 

چاووشی کربلا:

چه کربلا ست که آدم به هوش می آید

هنوز ناله زینب به گوش می آید

چه کربلاست کز آن بوی سیب می آید

صدای ناله ی مردی غریب می آید

چه کربلاست کز او بوی مشک می آید

هنوز ناله زلب های خشک می آید

چه کربلاست که بوی گلاب می آید

صدای گریه طفل رباب می آید

چه کربلاست که بوی عبیر می آید

صدای کودک نا خورده شیر می آید

چه کربلاست که بانگ صفیر می آید

هنوز ناله طفل صغیر می آید

چه کربلاست از آن ناله ی رباب آید

صدای ناله لالایی علی بخواب آید

جواب طفلک ششماه داده شد باتیر

عد و به تیر جفا داده بود اورا شیر

چرا نگفته کسی آب مهر مادر اوست

برای چیست که عطشان علی اصغر اوست

چه کربلاست که سقای آن شده بیدست

عدو زکینه سرش با عمود کین بشکست

چه کربلاست که آبش به قیمت جان است

به گوش جان همه جا ناله های طفلان است

مگر به کرببلا آب قیمت جان است

چرا نگفته کسی این حسین مهمان است

چرا به تشنه لبان هیچ کس جواب نداد

به کام تشنه شان یک دو جرعه آب نداد

چه کربلاست علی اکبر اربا اربا شد

شهید کینه به پیش دو چشم بابا شد

چه کربلاست که چون نام کربلا ببرند

فلک به ناله ملک در خروش می آید

اَللّهُمَّ عَجِّل لِولیّکَ الفَرج.…اَللّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَکَ

─═हई╬ اللهم الرزقناکربلا╬ईह═─

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *