باپخل نرم کنی سنتی(خرمه نرم کنی) همراه شوید

 

در سالهای قدیم پخل نرم کنی به این شکل نبود و تمام مراحل نرم کردن پخل ها توسط حیوان و انسان با هم انجام میشد.

 پس از درو کردن گندم ها ،آنها را در خرمن(خرمه) روی هم انباشته(انبره)می کردند تا خشک شود پس از خشک شدن نوبت پخل نرم کنی می رسید  که بدین منظور درابتدا قوده های گندم را یکی یکی از انباری گندم برمیداشتند و بست قوده ها که از ساقه های گندم است را پاره میکردند و پخل ها را بر روی زمین خرمن به شکل دایره وار میریختند.تیکه های به هم چسبیده ساقه های گندم که در قوده اشکال خاصی گرفته را به وصیله چهار شاخ آهنی یا وسیله ای به نام چک از هم دیگر جدا می کردند و همزمان بر روی هم می ریختند تا قطر پخل های بر روی زمین خرمن به حداقل بیست سانت برسد

پس از اینکه قوده باز کنی به پایان میرسید تعداد دو الاغ را پوزبند میزدند و وارد پخل ها می کردند.پوزبندهایی که به دهان الاغها میزدند بیشتر وقتها از کلاه های نمدی فرسوده مردانه که دو سوراخ در دو طرف کلاه برای تنفس حیوان داشت بود. این پوزبندها را به دهان حیوانها میزدند تا گندم های زیر پای خود را نخورند.

 به گردن هر یک از الاغها یک وسیله پارچه ای لوله شده به نام (گردنی) می گذاشتند و از زیر گردن حیوان دو سر وسیله را به هم می بستند که در گردن حیوان به شکل گردنبند به ایستد.پس از آن دو الاغ را کنار هم به فاصله یک متر موازی هم قرار میدادند.گردن های دو الاغ را با یک چوب کلفت یک متر و نیم به نام (جق) به هم دیگر می بستند.در دو سر جق دو چوب باریک به نام سم چوب با ارتفاع ۳۰ سانت به موازات هم تعبیه شده بود.بر سر هر سم چوب طناب های مویی به نام سم بند بود تا زمانی که جق بر روی گردن حیوانها قرار می گیرد طناب ها را زیر گردن الاغها ببندن.زمانی که جق بر روی گردن الاغها قرار می گرفت باید گردنی ها پشت جق می بود که جق به سمت عقب نرود.

پس از آن مرحله وسیله ای چوبی که با چوب گز در ابعاد یک متر و نیم  در ۸۰ سانت بافته شده و نام آن دروازه است را عقب هر دو الاغ با فاصله ۳۰ سانت از پشت پای حیوانها بروی پخل ها قرار میدادند.به وسیله ریسمان مویی دروازه را به جق وصل می کردند.در انتها سر یک تیکه طناب مویی به آکس جق گره میداند و سر دیگر را تا وسط دروازه می آوردند.

یک نفر با پاهای به ابعاد شانه ها باز بر روی دروازه قرار می گرفت.سر ریسمانی که به آکس جق بسته شده بود را برای کنترل خود به دست چپ میگرفت و در دست راست ترکه چوبی برای هی کردن الاغها داشت.زمانی که الاغها شروع به راه رفتن به شکل دایره وار بر روی پخل ها می کردند فرد سوار بر روی دروازه هم زمان با راه رفتن حیوانات باید پاهای خود را مقداری بالا و پایین می کردن تا هنگامی که دروازه بر روی پخل ها راه میرفت پخل ها جلوی دروازه جمع نشود. بالا و پایین کردن پاها تا زمانی که حیوانات بر روی پخل ها راه میرفتند باید بدون وقفه ادامه میداشت.این عمل خیلی تخصصی بود اگر فرد بر روی دروازه از تخصص برخوردار نبود حتما تعادل خود را از دست میداد و از دروازه سقوط می کرد.

همزمان با عبور حیوانات بر روی پخل ها یک نفر دیگر باید پخل ها را با چهار شاخی که به دست داشت پشت و رو میکرد یا اگر مکانی بدون پخل میشد پر می کرد.یک روز نیاز بود تا پخل ها در زیر سنگینی دروازه و دروازه ران با عبور حیوانات بر روی پخل ها نرم شود.در پایان خرمن کوبی پخل های نرم شده که حال تبدیل به کاه و کاجر به همراه گندم های نمایان شده را در وسط خرمن به درازا بر روی هم میریختند.به این شکل جمع شدن کاه ها را (خرق) می گفتند.در این شرایطخرق آماده است که گندم ها از کاه و کاجر جدا شود ولی هنوز کارهای تحصصی زیادی دارد که باید بر روی خرق انجام شود تا گندم های ریز طلایی از کاه های سفید و سبک جدا شود.

اگر خرق ایجادشده از کاه و گندم بزرگ بود نیاز بود که دو نفر برا جدا کردن گندم ها از کاه، خدمت خرق برسند وگرنه یک نفر هم کافی بود.کشاورزان نیمه شب حدود ساعت یک شب به بعد فانوس بدست به خرمن ها می رفتند که خرق را چک بزنند.

شرایطجوی هم برای چک زدن خوب خرق،خیلی مهم بود.یعنی بادی به نام شوباد باید می وزید تا کشاورزان بتوانند یک چک زنی موفق و بدون پرتی داشته باشند.باد اگر یواش می وزید کاه و کاجر از گندم ها جدا نمی شد.اگر هم باد شدت زیادی داشت کاه ها را می برد.شوباد  معمولا آرام و یک نواخت بود.البته بعضی وقتها هم باد خیلی یواش می شد که کشاورز دست نگاه میداشت تا باد به سرعت دلخواه برسد.خیلی کم اتفاق می افتاد که شوباد با سرعت زیاد و غیر کنترل بوزد.

 زمانی که شرایط باد برای چک زدن عالی بود کشاورز از یک سر خرق شروع  به چک زدن میکرد .با چک از روی خرق کاه و کاجر برمیداشت و به آسمان پرتاب میکرد و نیم قدم به جلو میرفت.این پرتاب کردن به آسمان هم از نظر ارتفاع با کم و زیاد شدن شوباد کم و زیاد می شد.در پرتاب کردن کاه ها به آسمان زمان برگشت گندم به زمین، و نخاله ها و تیکه کاجرهای درشت جلوی پای کشاورز به زمین می ریخت.

کاجرها مقدارکمی آنورتر از گندم ها به زمین می ریخت.کاه ها از یک متر آن ورتر به درازادی چند متر مثل باد روفه های برف زمستانی بر روی هم دیپو می شد. گرد و خاکها هم از حدود ۱۰ متر آنورتر زمین و خاروخاشاک های سمت باد را می پوشاند.

صبح زود که خرق چک خورده، ابتدا کاه ها با کیسه های بزرگ (خلار) به بالای پشت بام، کاه دانها برده می شد و از خول (سوراخ)گنبد کاه دان به داخل سرازیر می شد.در طول سال از این کاه ها برای خوراک الاغ و گاو ها استفاده میکرند.برای گوسفندان با قاطی کردن علف خشک و جو به کاه ها غذای لذیذی درست می کردند.کاجرهای بدست آمده را در گوشه ای از خرمن جمع میکردند تا با کاجرهای دیگری که از خرمن کوبی های بعدی بدست می آمد یکجا دوباره نرم کنند تا کاه و گندم های از کاجرها هم بدست بیاورند.در نهایت کاجرهایی که دیگر قابل خرد شدن نبود را به گوشه ای از خانه هیزم دان برای سوخت تنور و اجاق های خانه ها میریختند.

 

در فصل خرمن کوبی از ساعت یک نیمه شب تا نزدیکی طلوع آفتاب در خرمنهای  جنب و جوش وصف ناپذیری بود.در شبهایی که تاریک بود و از نور ماه خبری نبود در هر خرمن ۲٫۳ تا چراغ دستی بود. بعضیها که پول بیشتری داشتند یک چراغ طوری(چراغ زنبوری)می آوردند.چراغ طوری ها نور سفید و زیادی داشت.زمانی که چراغ طوری ها به خرمن ها می آمد نور چراغ فانوس ها کم سو میشد.کسانی که با چراغ طوری از سر قبرستان قدیم به طرف خرمن ها سرازیر میشدند،با غرور خاصی وارد می شدند انگاری خود را نسبت به دیگران برتر میدانستند.صدای خش خش گندم،سنگ و کلوخ و کاجر ها که به زمین می خوردند آهنگ خاصی را در خرمن ها طنین انداز میکرد.رقص کاه ها و عبور در نور چراغها واقعا دیدنی بود.حتی گرد و خاک ایجاد شده از چک زدن پیاپی هم در نور چراغ طوریها مثل دودهای مصنوعی در فیلمها دیدنی بود.کمتر زمانی بود که در دل شب صدای صلوات در خرمنها قطع شود.

کشاورزان پس از جمع آوری کاه و کاجرها و صرف صبحانه مجدد با خانواده برای ادامه کار به خرمن مراجه می کردند.در این مرحله رنگ سفید خرق به رنگ قهوای کم رنگ گندم که با نخاله و کاجرهای ذمخ قاطی است در آمده. در این ساعت روز که حدود ۹ صبح است دیگر از شوباد آرام خبری نیست.بجای آن باد سیاه باد شروع به وزیدن کرده که برای این مرحله از پاک کردن گندم ها بسیار مفید است.سرعت سیاه باد دو برابر شوباد است.کشاورز دوباره شروع به چک زدن خرق گندم می کرد تا کاجرهای مانده در گندم ها را باد ببرد.در این مرحله از چک زدن نیاز بود زمانی که کشاورز چک میزد همزمان یک نفر هم جارو بدست با کسی که چک میزد همکاری کند.معمولا این همکار خانم ها بودند.

 در این مرحله از کار دو وسیله دیگر به جمع ابزارهای پخل نرم کنی اضافه میشود و تا پایان جمع آوری گندم ها به کار گرفته می شدند.دو وسیله تازه وارد شده به نامهای چقل و قربیر هستند.چشمه های چقل بازتر نسبت به چشمه های قربیر بود.

برای در جوال (کیسه ای از نخ پنبه) کردن گندم ها چند مرحله دیگر مانده.در مرحله نخست گندم ها باید چقل شود تا نخاله های درشت و گندم هایی که هنوز از قلاف در نیامه جدا شود.برای این کار کشاورز در یک سر خرق گندم با پاهای باز می نشست و گندم ها را نشسته تا آخر خرق چقل می کرد.در مرحله دیگر انبس/انبز می کردند.یک یا دو نفر قربیر به دست در یک مکان ثابت می ایستادند و چند نفر با ظرفهای کوچک، گندم های چقل شده را دست به دست می کردن و در قربیر میریختند تا قربیر شود.

تمام گندم ها از قربیر می گذشت تا روی زمین بر روی هم انباشته شود.پس از اینکه تمام گندمها قربیر می شد توسط یک نفر به انبس /انبزشکل داده می شد.این شکل دادن بیشتر بخاطر اینکه کار خرمن کوبی به پایان رسیده بود و کشاورز خوشحال بود که دست رنج خود را برداشت کرده و هنگام شکر گزاری است گندمها را به شکل یک کلاه نک تیز که بر روی زمین گذاشته شده در می آورد.در آخر تمام اطراف گندمهای انبس شده جارو و تمیز میشد که انبس در وسط خرمن خودنمایی کند.به وسیله لبه قربیر دور تا دور انبس یک خطی برای زیباتر شدن ایجاد می شد.

در این زمان تمام زحمات یک ساله یک یا چند خانواده آماده بود که در جوال برای انتقال به انبار ها مثل (گلینه یا پرخو) که در منازل بود ریخته شود.به شکرانه نعمتی که خداوند به کشاورزان داده بود آنان به بچه های خردسال هدیه ای به نام (سر خرمنی) میدادند.این هدیه مقداری گندم بود که از کنار انبس به بچه ها میدادند.به هر بچه ای که اطراف خرمنها بود مقداری گندم هدیه  می گرفت.

.گندمها را به مغازه های آنزمان کهملا مظفر داشتند می بردیم و با نخود و کشمش و شکافته عوض می کردیم.

اگر گندمها شراکتی و مال دو کشاورز بود با یک ظرف بطور مساوی تقسیم(به زبان محلی کیله) می کردند و در جوالها میریختند.جوالها از نخ پنبه و سفت بافته شده بود.هر جوال ۵۰ من گندم به سنگ محلی گنجایش داشت.پس از اینکه جوالها از گندم پرمی شد با سوزنی خیلی درشت به نام جوال دوز با نخ مویی که خیلی هم با استقامت بود می دوختند..هنگام بار کردن باید دو نفری بار میکردن و یک نفرهم گردن خر را می گرفت که از زیر بار فرار نکند. در بار کردن جوال هم از شکل خاصی استفاده می کردند.هر نفری که قدرت بیشتری داشت پنجه دست نفر دیگر را میگرفت و کمر جوال گندم را بر روی دو دست گرفته شده قرار میداند و با دستان دیگر از زیر جوال می گرفتند، پس از اینکه جوال را بلند می کردند  بر پشت الاغ می انداختند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *