ویژگی هیأت های عزاداری سنتی

می‌توان گفت كه هیأتهای عصر قاجار، سرمنشأ هیئات سنتی بودند. ردپای سیاست در هیئات سنتی چندان پُررنگ نیست اما در سال های پایانی حكومت پهلوی، به تبعِ ورود جمع زیادی از روحانیان به عرصه‌ی مبارزه‌ی علنی با رژیم سلطنتی، هیأت های مرتبط با آنان هم رنگ سیاسی به خود گرفتند.

با پیروزی انقلاب در بهمن ۵۷ و روی كار آمدن حكومت اسلامی، نظرعده ای از انقلابیون این بود كه در حكومت اسلامی، هیأت های مذهبی هم مانند هر خرده سیستم دیگری، باید تابع و تحت نظر حكومت، متناسب با وضعیت جدید تغییر روش داده و به فعالیت ادامه دهند. این دیدگاه با مخالفت امام مواجه شد. آن دسته از هیأتهای سنتی كه همراه و همگام انقلاب بودند، در آن هضم شده و به جریان خروشان آن پیوستند؛ و آن دسته كه سیاست را آلوده كنندة دین ـ به هر شكل ـ تلقی می‌كردند، به همان سیاق پیشین به كار خود ادامه دادند.

آنچه امروز به عنوان هیأت سنتی می شناسیم، عموماً بازمانده های همین گروه های غیرسیاسی اند.

در هیأت سنتی، وجود عوامل پایدار و ثبات بخشی مانند: سازماندهی شدید، وجود تقسیم كار مشخص، حاكمیت آداب و قوانین مشخص و نیز سلسله مراتب درونی، شرایطی را فراهم ساخته اند، كه در مجموع، درصد پایداری و ماندگاری سازمان هیأت را بالا برده است. در سازمان نسبتاً پیچیده‌ی هیأت های سنتی، قوانین و آداب و شئونی جاری و ساری است كه بیشتر جنبه ی موروثی داشته و بر مبنای تقسیم كارِ مبتنی بر توانایی‌های جداگانه ی اعضای هیأت استوار است.

هیأت های سنتی، هم شامل مصادیقی از هیأت رسمی و هم مصادیق هیأت غیررسمی می‌شوند. با توجه به وجود هنجار مكانی و نیز ثبات نسبی محل سازمان در هیأتهای سنتی، محوریت سازمان را عموماً محل برگزاری آن (كه غالباً مسجد ، حسینیه و یا تكیه ی شناخته شده و مشهوری است) بر عهده دارد. در هیأت های سنتی، هنجارهای قوی و مشخصی در زمینه ی محل سازمان هیأت وجود دارد. مطابق این هنجار، محل برگزاری هیأت، اولاً باید «ثابت» باشد، ثانیاً باید «مالكیت عمومی» داشته و ثالثاً باید «كاربرد خاص» داشته باشد. یعنی در عرف مردم، وجهه‌ی یك مكان مذهبی را دارا باشد.

هیأت های سنتی در طول سال استمرار ندارند و برگزاری آنها، منحصر به مقاطع مشخص و محدودی از سال است ( هنجار زمانی).

در هیأتهای سنتی، مخاطب، گزینش نمی شود. هیأت، متعلق به همة افراد و از همه ی اقشار است از این رو هیچ محدودیتی برای ورود به هیأت وجود ندارد.

در هیئات سنتی بزرگ و گسترده، هر فرد از هر طبقه می‌تواند عضو باشد و در مراسم شركت كند.

اما در هیئات سنتی كوچك و خانگی، خاستگاه طبقاتی هیئات با هم متفاوت است و مشخصاً بسته به اعضای اصلی هیأت و محله های سكونت اعضا، هیأت یا مربوط به افراد طبقه ی بالا، متوسط و یا پایین جامعه است.

در مداحی سنتی

، فرایند آموزش نقش محوری و چشمگیری دارد و آموزشی تعلیمی، حضوری، فردی، مبتنی بر مجموعه ای از آداب و قوانین مشخص و نسبتاً ثابت و زمانمند است كه استاد در آن از مقامی شامخ برخوردار و وجهة مرجعیت هنجاری و الگویی برای شاگرد دارد. مداحان سنتی، عموماً تعدادشان محدود است؛ غالباً سنین جوانی را پشت سرگذارده و در دورة میان‌سالی و پیری به سر می‌برند؛ اگر خود شاعر نیستند، لااقل دستی در شعر دارند؛ به اندازه لازم با زبان عربی و نیز متون روایی و دینی آشنایند؛ بعضاً در زمینه‌ی موسیقی و شناخت و تسلط بر دستگاه ها و الحان آوازی هم تبحر دارند؛ و مداحی كم‌تر برایشان حکم «حرفه» دارد.

اخلاق مداحی، به عنوان یكی از فضایل و بایسته‌های یك مداح سنتی، مجموعه‌ای از آداب و هنجارهای رفتاری را شامل می‌شود كه التزام به آنها همواره عامل احترام و مشروعیت‌بخش مداحی و مداحان سنتی بوده است. درون مایه‌ی مداحی سنتی، نسبتاً ثابت، مبتنی بر نوعی نظام آموزش سنتی، جا اُفتاده و مشهور، و آرام و محكم است.

محتوای مداحی سنتی را می توان شامل این موارد دانست: زیارت‌خوانی، مناجات‌خوانی، ادعیه‌خوانی، روضه‌خوانی، حماسی‌خوانی، نقل روایات و احادیث، نقل داستان و حكایت.

عمده‌ی داستان های منقول در مداحی سنتی را میتوان در این چند دسته گنجاند: نقل رؤیاهای صادقه؛ شرح داستان شفایافتگان؛ حاجتمندان یا بیماران؛ اخبار ملاقات ها و تشرف‌یافته‌گان به محضر حضرت ولی عصر(عجل الله‌تعالی فرجه)؛ حكایات زندگی اهل بیت(ع) و نقل داستان ها و خاطراتی از زندگی علما و بزرگان دینی. در همه‌ی این داستان ها،نکته ی مهم و اساسی آن است كه مداح بتواند دنباله‌ی حكایت را به صحرای كربلا بكشاند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *