چگونه با امیدواری به زندگی نیرو ‌ببخشیم


تعریف امید-امید در اسلام -امید در قرآن- مقاله در مورد امید-چرا ناامید می شویم

عمری دگر بیاید بعد وفات مارا

کاین عمر طی نمودیم اندر امید واری

شیخ اجل سعدی

مولوي مي گويد :
گر نبودي ميل و اميد ثمر
کي نشاندي باغبان بيخ شجر

 

سه داستان زیبای ۳ ثانیه ای برای یادآوری :

۱⃣روزى روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند در روزيكه براى دعا جمع شدند تنها يك پسربچه با خود چتر داشت ،
?این یعنی ایمان…
○○○○○○○○○○○○○○
۲⃣كودك يك ساله اى را تصور كنيد زمانيكه شما اورابه هوا پرت ميكنيد او ميخندد زيرا ميداند اورا خواهيد گرفت
?اين يعنى اعتماد…
○○○○○○○○○○○○○○
۳⃣هر شب ما به رختخواب ميرويم ما هيچ اطمينانى نداريم كه فردا صبح زنده برميخيزيم با اين حال هر شب ساعت را براى فرداكوك ميكنيم
? اين يعنى اميد…

✅برايتان “ایمان ، اعتماد و امید به خدا” را آرزو ميکنم …

اهميت اميد و آرزو در اسلام

در اسلام ، اميد و آرزو جايگاه رفيعي دارد تا جايي که در روايات معصومين از اميد به عنوان رحمت الهي ياد شده است . پيامبر (ص) مي فرمايد : (الأمل رحمه لأمتي و لولا الأمل ما رضعت والده ي ولدها و لا غرس غارس شجرها ؛ اميد و آرزو ، رحمت براي امت من است و اگر اميد و آرزو نبود ، هيچ مادري فرزندش را شير نمي داد و هيچ باغباني نهالي نمي کاشت.)(۴)
مادر ، سمبل عاطفه و مهرباني است ، اما آنچه يک مادر را به مهرباني وا مي دارد باران عطوفت وي را سرازير مي کند ، اميد است . اگر روزي اميد را از وي بگيرند حتي حاضر نخواهد شد نوزاد دلبندش را شير دهد. در حديثي از حضرت مسيح (ع) مي خوانيم : در جايي نشسته بود و پيرمردي را مشاهده کرد که با کمک بيل و کلنگ به شکافتن زمين مشغول است ، حضرت مسيح (ع) به پيشگاه خدا عرضه داشت ؛ خدايا! اميد و آروز را از او بگير. ناگهان پيرمرد بيل را به کناري انداخت و روي زمين دراز کشيد و خوابيد . کمي بعد حضرت مسيح (ع) عرضه داشت ؛ بارالها! اميد و آرزو را به او برگردان . ناگهان مشاهده کرد پيرمرد برخاست و دوباره مشغول فعاليت و کار شد . حضرت مسيح (ع) از او سؤال کرد که من دو حال مختلف از تو ديدم ، يک بار بيل را به کنار افکندي روي زمين خوابيدي ، اما در مرحله ي دوم برخاستي و مشغول به کار شدي ؟ پيرمرد در جواب گفت : در مرتبه اول فکر کردم پير و ناتوان شده ام ، چرا اين همه به خود زحمت دهم و تلاش کنم؟ بيل را به کنار انداختم و بر زمين خوابيدم . ولي چيزي نگذشت که اين فکر به خاطرم خطور کرد که از کجا معلوم که سال هاي زيادي زنده نمانم ؟ انسان تا زنده است بايد براي خود و خانواده اش تلاش کند ، از اين رو برخاستم و بيل را گرفتم و مشغول کار شدم . (۵)
(۶)

پيامبر (ص) خطاب به ابوذر مي فرمايد : اي ابوذر ! از آن بپرهيز که خيالات و آرزوها سبب مي شود که کار امروز به فردا بيفکني ، زيرا تو متعلق به امروز و مال امروز هستي نه روزهاي نيامده . در آن جا که کار مفيد و لازم و خدا پسندي مي خواهي انجام دهي ، تأخير را روا مدار. اي ابوذر! به عمرت بيش از مالت بخل بورز.(۱۵)

۲- محکم کردن پايه هاي اعتقادي و اخلاقي
يأس و اميد تا حد زيادي مربوط به جهان بيني و نگرش انسان به نظام آفرينش است . کسي که به ماوراي طبيعت اعتقاد دارد و نظام خلقت را محدود به دنيا نمي پندارد ، در تاريک ترين لحظات زندگي نيز احساس تنهايي نمي کند ، زيرا هميشه خدا را در کنار خود مي يابد. انسان مؤمن با داشتن اين تکيه گاه مطمئن ، با خود مي گويد : هرگز به خود رها نشده ام و زحماتم بي نتيجه نخواهد ماند.
اما با تفکر و جهان بيني مادي و نگاه بدبينانه به طبيعت ، اصل و ريشه اميد به شدت آسيب مي بيند . استاد مطهري مي گويد : (اثر فلاسفه مادي که هميشه نظر بدبينانه به طبيعت داشته و دارند ، با توجه به اين که به اصل آفرينش معتقد نيستند و انسان را معلول تصادفات مي دانند ، چنين مي گويند که اين موجود اصولا شر جزء ذاتش است و از اولي که پا روي زمين گذارده شرارت کرده است و هم اکنون نيز موجودي شرور است ، در آينده نيز چنين خواهد بود. اميدي به اين موجود از نظر سعادت نيست. اينان هر گونه طرح اصلاحي را براي جامعه بشريت رد مي کنند و هيچ گونه اميدي نسبت به اصلاح او ندارند وقتي از آنان سؤال شود که پس به چه اميدي بايد زنده بود؟ مي گويند : اصلا نبايد زنده بود. اگر بشري به کمال نهايي و مرحله عالي خود برسد ، بايستي خودکشي کند و اين است اوج ترقي يک انسان که به اين مرحله برسد و درک کند که چيزي جز شرارت نيست .)(۲۲)

نقش اميد در زندگي انسان

مقدمه

 ازمسائل مهمي است که همواره مورد توجه معلمان و متوليان فرهنگي كشور بوده ، مسئله تربيت است.
در هر زمان ، انديشمندان و متفکران درباره اين موضوع ، تحقيقات علمي و عملي داشته و نظرات کاربردي مهمي ارائه نموده اند. در منابع اسلامي « قرآن و روايات » بيش از هر امرديگري، مسئله تربيت و سازندگي انسان مورد توجه قرار گرفته است. رشد معنوي و رسيدن انسان به کمالات، از مهم ترين برنامه هاي انبياء الهي و کتب آسماني بوده است. در اين مقاله، به يکي از عوامل مهم در تربيت انسان يعني اميد اشاره شده و به ديدگاه قرآن و نيز نقش سازنده  تربيت پرداخته مي شود.

«اميد» حالتي روحي ، رواني و برانگيزاننده انسان به کار و فعاليت است. به طور طبيعي، انگيزه بشر در کارهاي اختياري ، همان اميد به نفع يا ترس از زيان است. در واقع، خوف و رجا به منزله نيروي اجرايي و عامل مستقيم در انجام كارها و رفتار انساني است و او را در راه رسيدن به هدف ، به حركت وامي دارد.

حال اگر اميد، از معرفت و شناخت نسبت به مبدأ و معاد حاصل شود، اساس همه تلاش هاي مفيد انساني ، منشأ اصلاح امور در جامعه و رسيدن شخص به سعادت ابدي خواهد بود ؛ همان گونه که نااميدي و قطع اميد نسبت به خدا و روز قيامت منشأ فسادها و منتهي شدن کار انسان به شقاوت ابدي است. (۱)

همين که انسان به آينده روشن اميد داشته باشد، احساسي نيکو و پرنشاط به وي دست داده ، در او انگيزه کار و تلاش ايجاد شده و او را به فعاليت هاي صحيح زندگي وادار مي کند. (۲)

اميد در قرآن

 قرآن براي تشويق و ترغيب انسان به کارهاي شايسته، بهره فراواني از اميد برده است.

در ادامه ، به چند آيه در اين زمينه اشاره مي شود:

خداوند به بندگان ، نسبت به ديدار خود اميد مي دهد:

«مَن کَانَ يَرْجُوا لِقَاء اللّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللّهِ لاَتٍ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» ، کسي که به ديدار خداوند اميد دارد بداند که اجل او از سوي خدا آمدني است و اوست شنواي دانا. (۳)

اميدواران به لقاي الهي، که همان مؤمنان هستند، بايد بدانند که ملاقات با خداوند، وعده اي حتمي و قطعي از طرف پروردگار است . بنابراين، لازم است اميدواران به تلاش و فعاليت روي آورند تا با سربلندي به لقاي پروردگارشان برسند.

اگر اميد در دل انسان وجود داشته باشد، منشأ اثر خواهد شد. نشانه بارز اميد به خداوند و روز قيامت، انجام عمل شايسته است. قرآن مي فرمايد:

«… فَمَن کَانَ يَرْجُوا لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحا وَلاَ يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدا» ، هر کس اميد به لقاي پروردگارش (روز قيامت) دارد، بايد عمل صالح بجاي آورد و کسي را در عبادت پروردگارش شريک نسازد. (۴)

تنها راه رسيدن به رضايت خداوند و پاداش هاي وي، کارهاي شايسته و پرستش خالصانه اوست. تا وقتي اخلاص و انگيزه الهي در عمل انسان نباشد رنگ عمل صالح به خود نمي گيرد. کسي که عمل شايسته ندارد، نبايد به رحمت و آمرزش خدا اميد داشته باشد.

شخصي به امام صادق عليه السلام عرض کرد: عده اي از ياران شما مرتکب گناه شده، مي گويند: ما اميدبه لطف و بخشش خدا داريم. امام فرمود: «دروغ مي گويند؛ آنان پيرو ما نيستند، گروهي اند که آرزوهاي بي پايه بر آنان غلبه يافته است. هر کس به چيزي اميد دارد براي آن کار و فعاليت مي کند، و هر کس از چيزي بترسد از آن فرار مي کند.» (۵)

هم چنين حضرت علي (ع) مي فرمايد: «از کساني مباش که بدون عمل شايسته، به آخرت اميد دارند، و توبه را با آرزوهاي دراز به تأخير مي اندازند.» (۶)

باور به معاد، حتي در حد اميد، عامل گرايش به عمل است و در تنظيم زندگي سالم و تصحيح رفتارها و باورهاي انسان نقش اساسي دارد.

خداوند در آيه ديگري مي فرمايد:

«إِنَّ الَّذينَ آمَنُواْ وَ الَّذينَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِي سَبيلِ اللّهِ أُوْلئِکَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» ، آنان که ايمان آورده اند و کساني که هجرت نموده و در راه خدا جهاد کرده اند، آنان به رحمت خدا اميدوارند، و خداوند آمرزنده مهربان است. (۷)

در اين آيه، اميدواري مؤمنان و مهاجران به رحمت خدا ذکر شده است. هرچند اميد حالتي رواني است، ولي آثار آن در عمل آشکار مي گردد. در واقع، آنان که در راه خدا هجرت و جهاد مي کنند، مي توانند ادعاي اميد به رحمت الهي داشته باشند.

************

 امید:

ا:امیدوار بودن به آینده واعتماد به آن

م:محکم نمودن پایه های اعتقادی واخلاقی

ی:ایمان به آینده

د:دیدن فرصت ها در میان چالش ها ،نه دیدن چالش ها در میان فرصت ها

 

 

 

توسط هدی جباری آخرین به‌روزرسانی اردیبهشت ۹۶

 

در دنیای امروز چیزی که بیشتر از همه خودنمایی می‌کند، اخبار ناراحت‌کننده درباره‌ی زندگی آدم‌ها، مشکلات محیط زیست و اوضاع آشفته‌ی جهان است. اما وقتی درباره‌ی همه‌ی اینها، انواع و اقسام جرم و جنایت در دنیا، جنگ در کشورهای مختلف و انواع مشکلات اقتصادی و اجتماعی می‌شنویم، تنها چیزی که در حفظ روحیه‌ی هرکدام از ما تأثیر ویژه‌ دارد و باعث می‌شود همه‌‌ی ما برای زنده ماندن و زندگی تلاش کنیم، واژه‌ی کوچک اما زیبای «امید» است. امید مولد احساسات و مبنای جذابیتزندگی است. امید تنها چیزی است که در تاریکی و میان همه‌ی چیزهای بد مثل یک نقطه‌ی نور در ذهن هرکسی می‌درخشد و توان تازه‌ای برای ادامه‌ی حیات در تک تک ما به‌وجود می‌آورد.

چگونه امید به زندگی، این نیاز مهم انسانی را به‌‌وجود بیاوریم و درست هدایتش کنیم؟ سعی می‌کنیم در این مقاله تا آنجایی که می‌توانیم، بفهمیم امید چیست و درباره‌اش با شما صحبت کنیم.

حتما بخوانید: چرا ناامید می‌شویم و چگونه با ناامیدی مقابله کنیم

می‌خواهم برای‌تان یک داستان اسطوره‌ای تعریف کنم. همان‌طور که شما هم می‌دانید اساطیر چون مربوط به دورانی دست‌نیافتنی هستند، همیشه جذابیت خاصی دارند؛ پس خواندن این داستان نیز خالی از لطف نخواهد بود. داستان ما درباره‌ی اولین زنی است که بنا بر اساطیر یونانی به دست خدایان خلق شد و پاندورا نام دارد. شهرت پاندورا به خاطر جعبه‌ای است که خدایان به او می‌دهند. در اساطیر یونانی پرومتئوس خدایی است که بشر را آفرید و البته این بشر فقط به‌صورت مرد خلق شد. زئوس خدای خدایان یونان در کوه المپ می‌زیست. روزی پرومتئوس آتش را که نزد خدایان المپ بود می‌دزد و به انسان می‌دهد تا از آن استفاده کند. به دلیل این کار، مورد غضب زئوس قرار می‌گیرد و خدای خدایان برای تلافی کار او تصمیم می‌گیرد در مقابل جنس مرد، اولین زن یعنی پاندورا را خلق کند. پس به هفاستوس دستور می‌دهد تا خاک ‌و آب را در هم بیامیزد و پیکری بسازد و به تمام خدایان می‌گوید تا بهترین نعمت‌ها را به او بدهند. آفرودیت به او زیبایی می‌بخشد، آپولو موسیقی و در آخر هرمس او را پاندورا نام می‌گذارد که به معنی تمام نعمت‌هاست. زئوس، پاندورا را برای همسری به اپی متوس برادر پرومتئوس می‌دهد و پاندورا با خود جعبه‌ای اسرارآمیز به همراه می‌برد که هرگز نباید در این جعبه را باز کند، چون پرومتئوس تمام رنج‌ها و مصائب زندگی را در این صندوق قفل کرده بود تا نوع بشر آسیبی نبیند. آنها با هم ازدواج می‌کنند؛ اما یک روز پاندورا طاقت نمی‌آورد و در جعبه را باز می‌کند، ناگهان تمام مصائب، دنیا را فرا می‌گیرد، رنج و بیماری، پیری و مرگ، دروغ، دزدی و جنایت در همه‌جا پر می‌شود. پاندورا که از بیرون جهیدن بدی‌ها می‌ترسد فورا در جعبه را می‌بندد. اما جعبه خالی شده است و آنچه ته جعبه مانده، چیز کوچکی است که جای زیادی نمی‌گیرد، چیزی که مثل دیگر چیزهای بد بیرون نرفته و آرام و مطمئن درون جعبه مانده بود. بله «امید» تنها چیزی بود که ته جعبه مانده بود. تنها چیزی که می‌توانست در مقابل تمام بدی‌ها مقاومت کند. امید مهم ترین چیزی است که تا الان هم وجود دارد!

امید، رابطه‌ی مستقیم با احساس ما درباره‌ی امکان‌پذیری یا عدم امکان‌پذیری یک موضوع دارد. هرچقدر چیزی به نظر شما ممکن‌تر باشد، میزان امیدتان بالاتر می‌رود. و هر اندازه میزان درک ما از این امکانات بیشتر و مشخص‌تر باشد امیدمان قوی‌تر می‌شود. در مقابل هرچقدر بیشتر حس کنیم که چیزی غیرممکن است و نمی‌توانیم به آن برسیم، مأیوس‌تر می‌شویم.

البته باید مراقب باشید که مفاهیم مختلف را با هم اشتباه نگیرید، امید همان شادمانی یا خوش‌بینی نیست. این دو مفهوم در واقع فقط ممکن است نتیجه‌ی امیدواری باشند. امید مفهومی است که وقتی حس می‌کنیم زندگی چیزی نگران‌کننده است، به آن پناه‌ می‌بریم. کمک می‌کند محکم باشیم و برای زندگی تلاش کنیم. امید همان حسی است که وقتی در رابطه‌ی عاطفی خوبی هستیم به ما اجازه‌ می‌دهد به آینده‌ی رابطه نگاه کنیم و برای آن برنامه بریزیم. امید در واقع حسی عمیق‌تر و قوی‌تر ازخوشحالی یا خوش‌بینی است و تمام حس‌ها‌ی خوب بدون امید بی‌معنا می‌شوند. از خودتان بپرسید: «چرا تلاش کنم؟» و به پاسخش فکر کنید، قطعا تنها زمانی به خودتان می‌گویید «تلاش کن» که به موفقیت امیدوارید.

حتما بخوانید: راهکارهایی برای رسیدن به خوشبختی

امید در واقع تنها چیزی است که روی توانایی فرد برای مقابله با یک بیماری اثر می‌گذارد. بیمارانی که امیدواری بیشتری به بهبود و درمان دارند، مقدار بیشتری دوپامین و اندورفین در بدن‌شان ترشح می‌شود و دیگر هورمون‌های بدن‌شان هم به بهترشدن فرد و بهبود بیماریش کمک می‌کنند و البته باعث می‌شوند بیمار انرژی کافی برای مبارزه با بیماریش و زنده‌ماندن را به‌دست آورد. امید به ما انرژی می‌دهد تا پتانسیل لازم برای زندگی را داشته باشیم و همین امید است که حتی وقتی از مشکلات خسته می‌شویم، وادارمان می‌کند باز هم به راه‌مان ادامه‌ بدهیم. می‌دانم! همه دوست دارند امیدوار باشند و هرگز امیدشان را از دست ندهند، اما گاهی هم پیش می‌آید که آدم ناامید می‌شود. خودتان را شماتت نکنید، همه مثل شما هستند، برای همه ممکن است گاهی پیش بیاید.

با امید داشتن، می‌توانیم قدر خودمان و دیگران را بدانیم، زندگی را دوست داشته باشیم و سپاسگزار تمام چیزهایی باشیم که داریم. اما حواس‌تان باشد، امید ربطی به خوش‌خیالی ندارد. امید را با خواب و خیال واهی اشتباه نگیرید. امید برخلاف خوش خیالی شما را وادار می‌کند بلند شوید، آستین‌هایتان را بالا بزنید و سخت‌تر کار کنید تا موفق شوید. از طرفی باعث می‌شود سمت هرکاری نروید. امید به شما جرأت می‌دهد و به تمام جزئیات، مهارت‌ها و چالش‌هایی که در دنیا با آنها روبه‌رو می‌شوید، ارزش و معنا می‌بخشد.

حتما بخوانید: چطور به دیگران امیدواری بدهیم؟

امید این نیاز را در شما به‌وجود می‌آورد که دوست داشته باشید خودتان را محک بزنید و ببینید توانایی انجام چه کارهایی را دارید و می‌توانید درباره‌ی چه چیزهایی دست به تجربه کردن بزنید و این یکی از گام‌های مهم در مسیر آموختن است. یادتان باشد امید اصلا به معنای ایجاد خوش‌بینی کاذب یا دادن وعده‌های توخالی به دیگران نیست. داستان پاندورا را یادتان بیاید! امید هیچ نسبتی با بدی‌ها ندارد. زندگی امیدوارانه یعنی همچنان که از منافع خودتان محافظت می‌کنید و امیدوار به پیشرفت خود هستید انسانیت را هرگز زیر پا نگذارید، برای پیشرفت خودتان به دیگران امید واهی ندهید و برای منافع خودتان دل دیگران را الکی خوش نکنید.

امید حقیقت را زنده نگه‌ می‌دارد و سبب می‌شود خلاقیت ما برای مقابله با مشکلات به‌کار بیفتد. البته منظور از مشکلات، مسائل واقعی هستند نه مشکلاتی که ما خودمان با بی‌فکری آنها را به‌وجود آورده‌ایم یا مسائلی که واقعی نیستند و ساخته و پرداخته‌ی ذهن‌مان هستند.

زندگی امیدوارانه

زندگی سرشار از امید یعنی اهمیت دادن به افراد دیگر، به چیزهای مهم زندگی‌مان و البته بیشتر از هر چیز و هرکس دیگر اهمیت دادن به وجود «خودمان». مراقب خودتان باشید. اهمیت و کیفیت کارهایی که انجام می‌دهید مهم است و مهم است که شما چگونه با خودتان و دیگران رفتار می‌کنید.

اگر می‌خواهید بخش مهمی از دنیای امیدوارانه باشید باید این کارها را همیشه انجام بدهید:

  • دوباره نگاه کنید و ببینید چقدر به زندگی امیدوارید؟ در چه حالید؟ سلامتی، کار، روابط‌تان در چه شرایطی است؟
  • مراقب سلامتی خود باشید
  • یک استراتژیکاهش استرس برای خودتان داشته باشید. مدیتیشن، تمرینات تنفسی، ورزش، سرگرمی‌ها و تفریحات مورد علاقه‌تان، استرس را کاهش می‌دهد. بودن در طبیعت را هم امتحان کنید، حتما جواب می‌دهد. قدم بزنید و روی داشته‌هایتان تمرکز کنید.
  • روابطی برقرار کنید که میزان امیدواری‌تان را بالاتر می‌برد. بخشش را یاد بگیرید و اگر فکر می‌کنید نوشتن راهکار مناسبی است، سعی کنید از راه‌حل نوشتن روزانه کمک بگیرید، احساسات‌تان را بنویسید و به‌وسیله‌ی نوشتن، ذهن‌تان را از احساسات منفی خالی کنید.
  • به دیگران کمک کنید خودشان را بهتر بشناسند. اگر مطمئن شدید که دوست دارند اشتباهات‌شان را جبران کنند و زندگی‌شان را بسازند، شما هم به آنها امید بدهید و کمک کنید موفق شوند.

حتما بخوانید: ۵ راه برای افزایش امید در زندگی

 

بعضی اوقات ممکن است فرد همه‌ی امیدش به زندگی را از دست بدهد. این اتفاق ممکن است به دلیل شکست‌های متوالی در زندگی باشد. نتیجه‌ی آن ایجاد دردی وصف‌ناپذیر است. طلاق، شکست در فعالیت اقتصادی، اخراج از کار، از دست دادن عزیزان و… از جمله اتفاقاتی هستند که می‌توانند امید در زندگی را از بین ببرند. در نهایت شما احساس می‌کنید به آخر خط نزدیک شده‌اید و انگیزه‌ای برای ادامه دادن ندارید.

زمانی که ما دچار شکست بزرگی می‌شویم، بخش اعظم امیدی که کم‌کم در زندگی به دست آورده‌ایم را از دست می‌دهیم. مانند قدرت اراده، چشمه‌ی امید ما هم می‌تواند به راحتی خشک و نابود شود. وقتی تنها کاری که پس از یک شکست بزرگ انجام می‌دهید دچار نگرانی و استرس شدن و فکر کردن به ترس‌هایتان است، از دست دادن همه‌ی امیدتان اتفاق محتملی خواهد بود.

شکست بخشی از چرخه‌ی زندگی است. شکست به ما می‌آموزد که ما انسان‌های کاملی نیستیم. حتی اگر در اثر تصمیمات غلط یا اتفاقات بد احساس شکست کنیم، باز هم نباید همه‌ی امیدمان را از دست بدهیم. شکست‌ها ما را برای زندگی بهتر و درخشان‌تر آماده می‌کنند. شاید این موضوع در همان روزها احساس نشود، ولی گذر زمان برای ما اتفاقات خوبی رقم خواهد زد.

با تمام این اوصاف وقتی که احساس می‌کنیم کل دنیای ما ویران شده است، چه اتفاقی می‌افتد؟ چگونه امید را در دل‌مان زنده نگه داریم؟ چگونه در آینده در مقابل از دست دادن تمام امیدمان مقاومت کنیم؟ ۵ راه ساده و سرراست برای زنده نگه‌داشتن امید وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره می‌کنیم.


حتما بخوانید: چطور شکست را به پیروزی تبدیل کنیم؟


۱. ارزیابی مجدد شرایط

 

زندگی شبیه لنز دوربین است. هر چیزی که بر روی آن تمرکز کنیم، برای ما واضح‌تر و واقعی‌تر به نظر می‌آید. اگر بر روی نقاط منفی تمرکز کنیم، فقط نقاط منفی را می‌بینیم. ولی وقتی تمرکز خود را بر روی نقاط مثبت منعطف کنیم، چیزهای مثبت بهتر دیده می‌شوند. ما همان چیزی را درو می‌کنیم که کاشته‌ایم.

وقتی که در زندگی با شکست بزرگی مواجه می‌شوید، باید نسبت به شرایط موجود ارزیابی مجددی انجام بدهید. توجه کنید که بسیاری از افراد موفق هم بارها در زندگی طعم شکست را چشیده‌اند.

صحبت ما فقط در مورد موفقیت مالی نیست. اگر شما در پی شکست تسلیم نشوید، موفقیت در تمام زمینه‌ها برای شما امکان‌پذیر خواهد بود. به شکست به چشم مانعی نگاه کنید که با پریدن از روی‌ آن می‌توانید به سمت موفقیت حرکت کنید. اجازه ندهید موانع سد راه شما بشوند.

کل زندگی برای شما مثل یک سفر ماجراجویانه است. فقط مقصدتان نیست که اهمیت دارد. در اهداف خود بازنگری کنید تا ببینید دقیقا هدف‌تان چیست و چرا چنین هدفی دارید. اگر دلایل شما محکم و قانع کننده بود، نگذارید هیچ شکستی مانع راه شما بشود.


حتما بخوانید: این جملات مثبت را افراد موفق هر روز به خود می‌گویند


۲. قلب خود را سرشار از قدردانی و شکرگزاری کنید

 

شاید به نظر شما این حرف شعارگونه بیاید. اما بهتر است ما به جای حسرت چیزهایی که نداریم، قدردان داشته‌های خود باشیم. ذهن‌تان چیزی را درو می‌کند که خودتان در آن کاشته‌اید. شکرگزار باشید تا ببینید زندگی‌تان چگونه تغییر می‌کند و امیدتان دوباره زنده می‌شود.

افراد زیادی در دنیا فقر، جنگ، قحطی، ظلم حاکمان و انواع معلولیت‌ها را تحمل می‌کنند. وقتی که ما بر روی چیزهایی خوبی که در زندگی داریم تمرکز کنیم، می‌توانیم به جای ناامیدی، شکرگزار داشته‌های خود باشیم.

زمانی که احساس می‌کنید هیچ چیزی در زندگی ندارید که به خاطرش شکرگزار باشید، تلاش کنید تا فهرستی از داشته‌های خود تهیه کنید. همین که زنده‌اید، می‌توانید بخوانید، حرف بزنید، غذایی برای خوردن دارید و افرادی شما را دوست دارند، دلایل خوبی برای شکرگزاری هستند.

ما همیشه می‌توانیم دلیلی برای قدردانی داشته باشیم. قدردانی خصلتی است که با تمرین می‌توانیم کسب کنیم. وقتی که ما خوبی‌های دنیا را ببینیم، امید در زندگی در ما دوباره زنده می‌شود و منتظر اتفاقات خوب در زندگی خود خواهیم بود.

۳. بی‌طرفانه به شرایط موجود نگاه کنید

سخت‌ترین قسمت شکست و ناامیدی، ناتوانی ما در نگاه بی‌طرفانه به شرایط است. چه ما مسبب مصیبت یا اتفاقی باشیم چه نباشیم، نگاه بی‌طرفانه به وضعیت می‌تواند تفاوت زیادی ایجاد کند. خیلی سخت است که احساسات درونی و امیال خود را از شرایط موجود حذف کنیم.

اما وقتی که بی‌طرفانه و بدون تعصبات به شرایط نگاه کنیم، می‌توانیم علت و تأثیر شرایط را بر روی رفتارمان شناسایی کنیم. در این زمان باید اصلاحات لازم را بر روی خودمان انجام بدهیم تا بتوانیم به هدفی که داریم، نزدیک شویم. اگر ما بتوانیم خودمان را اصلاح کنیم و ناامید نشویم، در نهایت به رؤیاهای خود می‌رسیم و موفق می‌شویم.


حتما بخوانید: چگونه در زمان حال زندگی کنیم؟


۴. به حمایت دیگران تکیه کنید

 

از دست دادن همه‌ی امیدمان می‌تواند ما را ویران‌ کند. وقتی که ما قدم در مسیر آرزوهای خود می‌گذاریم، سختی‌های زیادی برای ما پیش خواهد آمد. ولی وقتی به افرادی تکیه کنیم که از ما حمایت می‌کنند، کمی از مشکلات ما کاسته می‌شود.

دیگران می‌توانند چشم‌اندازی از شرایط را به ما نشان بدهند که خودمان از آن غافل بوده‌ایم. هنگامی که با شرایطی بسیار سخت مواجه می‌شویم، خانواده، دوستان، همکاران و سایر افراد می‌توانند از ما حمایت کنند.


حتما بخوانید: احساس تنهایی را کنار بگذارید و بپذیرید که به دیگران نیاز دارید


۵. باور داشته باشید

 

گاهی اوقات باید ایمان داشته باشیم که اتفاقات خوبی در راهند. و به این درک برسیم که هر اتفاقی دلیل و حکمتی دارد و همه چیز تحت کنترل و قدرت ما نیست. اگرچه ممکن است ما همیشه حکمت یک اتفاق را درک نکنیم ولی قطعا دلیلی برای رخ دادنش وجود دارد.

هر دینی که داشته باشید، ایمان داشتن نشان دهنده‌ی اعتماد و اطمینان‌تان به رخ دادن اتفافات خوبی است که در راهند. تکیه بر ایمان‌تان به شما کمک می‌کند تا امیدتان افزایش یابد.

شاید گفتنش ساده‌ باشد، ولی می‌توانبم به مرور زمان امید را دل‌مان تقویت کنیم تا در مواجهه با بزرگترین مصیبت‌ها هم به طور کامل از بین نرود. چیزی که ما را نکشد، قوی‌ترمان می‌کند. ما باید به خلقت هوشمندانه‌ی جهان اعتماد داشته باشیم. انسان‌ها فقط برای زنده ماندن آفریده نشده‌اند، بلکه هدف خلقت آنها کمال است.

برگرفته از: huffingtonpost

 

امید را با دیگران شریک شوید

ساده‌ترین راه کنترل کردن دیگران، ناامید کردن‌شان است و البته که گرفتن امید یک انسان بدترین کار ممکن در حق اوست. امید آن‌قدر مهم است که خیلی از حکومت‌های خودکامه راه‌های دور و درازی را طی می‌کنند تا با توجه به گذشته یک کشور یا سرزمین یا از طریق اعتقادات یک ملت، امید را در آنها بکشند و کنترل‌شان کنند. «تفرقه بینداز و حکومت کن» که یکی از روش‌های قدیمی کنترل اجتماعی است در واقع با از بین بردن امید، ترس را جایگزین می‌کند و به هدف خود می‌رسد. پس یکی از راه‌های افزایش امیدواری، از بین بردن موانع موجود یا ساده‌تر کردن آنهاست. هرکدام از ما انعکاس استعداد، عشق و شادی در جهان پیرامون خود هستیم. پس امید خودش نوعی انرژی است، انرژی مثبتی که ما توسط استعدادهایمان، عشق‌مان ، روح و ارزش‌هایمان به دیگران می‌دهیم. پس امید دادن را انتخاب کنیم چون امید نیروی حیاتی نوع بشر است.

حتما بخوانید: نگذارید این ترس ها موفقیت شما را تهدید کنند

ساده‌ترین راه برای به‌وجود آمدن یک دنیای امیدوار این است که امید را در دیگران زنده نگه داریم و از آنها هم بخواهیم همین‌کار را در مورد ما انجام بدهند. اگر اطراف‌مان را با افراد امیدوار پر کنیم، آن‌وقت می‌توانیم بگويیم انسان خوشبختیهستیم. واقعا خوش‌ به حال‌تان اگر دوستان و خانواده‌تان چنین افرادی هستند.

با تمام چیزهایی که گفته شد، باید اعتراف کنم که متأسفانه بعضی افراد چشم‌انداز امیدوارانه‌ای به زندگی ندارند و شاید تعداد این افراد کم هم نباشد. اما حقیقت مهم‌تر این است که شما همیشه می‌توانید به هرکس دیگری امیدواری بدهید. خواه آن فرد برای این کار شما ارزش قائل باشد، خواه نه. اما بهتر است شما اهمیت ندهید، چون امید برای داشتن یک دنیای زیباتر ضروری است. وقتی کسی چیز باارزشی را از دست می‌دهد برای دوباره امیدوار کردنش تلاش کنید، این در واقع تمرین امیدواری برای خودتان است. تلاش کنید دیگران هم امید را به معنای واقعی لمس کنند. امیدواری را عقب نیندازید و به آینده موکول نکنید. «امید» همه‌ی همین چیزهای کوچکی است که هر روز برای زندگی انجام می‌دهیم.

می‌دانم که در این دوره و زمانه به نظر خیلی سخت می‌آید، اما امید تنها چیزی است که تهِ جعبه‌ی دنیا برای خوشحالی ما باقی مانده است؛ پس با امید به زندگی ادامه بدهیم

ناامیدی یا دلسرد شدن ذهن از رویا‌پردازی، یکی از مهم‌ترین مشکلات روانی است که امروزه با وجود همه‌ی پیشرفت‌های جامعه‌ی بشری، با آن رو‌به‌رو هستیم. ناامیدی نسبت به هر موضوعی، به علت عدم شناخت خود و احساس خود‌کم‌‌بینی به‌وجود می‌آید. برای غلبه بر ناامیدی، قبل از هر چیز باید بدانیم در چه مواردی ناامید هستیم. این مقاله را بخوانید تا ببینید چرا ناامید می‌شویم و چگونه با ناامیدی مقابله کنیم.

استادان روانشناسی «آنتونی شولی» و «هنری بیلر» در کتاب‌شان به نام «امیدواری در عصر استرس و اضطراب»، روانشناسی را با فلسفه، زیست‌شناسی، انسان‌‌شناسی و ادبیات کلاسیک آمیختند و با رویکرد متفاوتی درباره‌ی امید بحث کردند.

 

من یک‌راست به سراغ بخش سیزده این کتاب «غلبه بر ناامیدی: از تاریکی رها شوید» می‌روم. در این بخش نویسندگان بیان می‌کنند که ناامیدی ۹ شکل دارد که هر کدام با برآورده نشدن یا قطع یکی (یا بیش‌تر از یکی) از نیازهای پایه‌ای دربردارنده‌ی امید مرتبط است. این نیازها عبارتند از: وابستگی، توانایی و بقا.

مؤلفان در این بخش به بیان سه شکل از ناامیدی می‌پردازند که درنتیجه‌ی عدم کارکرد یکی از این سه نیاز یا سیستم محرک انسان به‌وجود می‌آید: خودباختگی، بی‌کفایتی و محکوم شدن به فنا. برای غلبه بر ناامیدی، ابتدا باید بدانیم با کدامیک از این انواع مواجه هستیم. نویسندگان این کتاب، برای هر شکل از ناامیدی، نوعی درمان ترکیبیِ ذهنی، بدنی و روحی معرفی کردند که شامل از نو ساختن افکار، تمرینات روحی خاص و دسترسی به نوع صحیحی از رابطه‌ی امید بخش است.

در این مقاله به عوامل ناامیدی و بعضی از تکنیک‌های پیشنهادی شولی و بیلر می‌پردازیم که با به‌کارگیری آنها می‌توانید نور امید را به زندگی‌ خود برگردانید.

چرا ناامید می‌شویم؟‌

برای اینکه ببینیم چگونه با ناامیدی مقابله کنیم، اول باید ریشه‌های ناامیدی را پیدا کنیم.

۱. خود‌باختگی

افراد خودباخته بر این باورند که به نحوی با دیگران متفاوت هستند. از عدم پذیرش توسط دیگران و درد ناشی از آن می‌ترسند، بنابراین منزوی و گوشه‌گیر می‌شوند. اگر در انجام کاری مسلط نباشند، از خود متنفر و بیزار می‌شوند و خود را لایق هیچ‌گونه توجه و حمایتی نمی‌دانند.

۲. احساس طرد شدن

 

این احساس فراتر از یک آسیب هیجانی ساده است؛ بنابراین این افراد همیشه در بحران هستند. فرد از اینکه توسط شخصی، در زمانی که بیشترین نیاز را به او داشته است رها شده، احساس تنهایی و ناامیدی می‌کند.

۳. بی‌انگیزگی

احساس بی‌انگیزگی به‌ویژه برای اقلیت‌های محروم مشکل ایجاد می‌‌کند، چرا‌که احتمالا فرصت‌های رشد و الگوهای مثبت در این قشر موجود نیست و یا در صورت وجود، فاقد ارزش قلمداد می‌شود.

۴. بی‌کفایتی

ناامیدی ناشی از احساس بی کفایتی

افراد در هر سنی به این باور نیاز دارند که نویسنده‌ی داستان زندگی خود هستند. اگر این نیاز برآورده نشود و شخص در هدایت مسیر زندگی و دستیابی به اهداف خود قدرتمند نباشد احساس بی‌کفایتی بروز کرده و ادامه می‌یابد.

۵. تحت سلطه بودن

لزوم اطاعت از یک فرد یا گروه، زمینه‌ساز حس نا‌امیدی است.

۶. محدودیت

 

وقتی مبارزه برای بقا با حس عدم تسلط بر امور ترکیب شود، فرد احساس محدودیت می‌کند و خود را نالایق و ناکارآمد می‌‌بیند. این شکلِ ناامیدی بخصوص در میان افرادی که از وضعیت مالی مناسب برخوردار نیستند و همچنین کسانی که دچار معلولیت‌های جسمی و یا ناتوانی در یادگیری هستند، شایع‌تر است.

۷. تسلیم شدن در برابر مرگ

کسانی که دچار بیماری جدی و تهدید‌کننده‌ی زندگی هستند؛ یا به دلیل کهولت سن و ضعف و ناتوانی‌های‌شان، خود را در آستانه‌ی مرگ می‌‌دانند، جزو افراد آسیب‌پذیر هستند. این افراد پایان زندگی خود را مسلم و قریب‌الوقوع می‌بینند و زیر بارِ ناامیدی حاصل از مرگ خم می‌شوند.

۸. اسارت

 

نا‌امیدی ناشی از اسارت دو شکل دارد:

  1. اسارت بدنی (برای مثال در افرادی که در زندان به سر می‌برند)
  2. اسارت فکری و هیجانی (مثلا فردی که قادر نیست احساساتش را رها کند تا از رابطه‌‌‌ای بیمارگونه دست بکشد)

۹. درماندگی

 

افراد درمانده معتقدند که نمی‌توانند با آرامش و امنیت در جهان زندگی کنند. ضربه‌های روحی مکرر یا قرار گرفتن در معرض استرس‌های غیر‌قابل‌کنترل و تکرار شونده، احساس درماندگی عمیق و ریشه‌داری را به‌وجود می‌آورد که از آنها افرادی وابسته و درمانده می‌سازد. احساس درماندگی چیزی مانند احساس پرنده‌ای است که شکسته بال روی زمین افتاده است.

غلبه بر از خودبیگانگی و شاخه‌های آن (خود بیگانگی، ترک شدن و بی‌انگیزگی)

این شکل از ناامیدی با تحریف‌های شناختی از قبیل تعمیم مبالغه‌آمیز، ذهن‌خوانی، عمومی‌گرایی و تفکر همه یا هیچ، تقویت می‌شود. این افراد تصور می‌کنند که هیچکس در شرایط سختی که آنها هم‌اکنون در آن به‌سر می‌برند، نبوده و نخواهد بود. ذهن‌خوانی به معنای نتیجه‌گیری بدون بررسی‌های کافی است و راه مقابله با آن بررسی شواهد هیجانی است. یعنی اینکه با اعتماد، امید و ذهنی باز بررسی کنید که دیگران موقعیت شما را چگونه تجربه کردند.

اگر احساس طرد شدن می‌کنید، از لاک خود بیرون بیایید و ببینید که آیا این واقعیتِ درون شما بازتاب دقیقی از جهان بیرون هست یا نه؟

به‌طور کلی افراد تعمیم دهنده، حقایق زندگی را پررنگ‌تر از آنچه که هست می‌بینند. در سخنان‌شان از کلمات هرگز و همیشه زیاد استفاده می‌کنند و در افکار‌ آنها قانون همه یا هیچ حاکم است. به این معنا که هر چیز کمتر از کامل، شکست محسوب می‌شود. این افراد در برخورد با اشخاصی که شرایط کنونی آنها را پشت سر گذاشته‌اند با پاسخ‌های امیدوار کننده‌ای رو به‌رو خواهند شد. با تغییر دیدگاه‌تان، از شر تفکر همه یا هیچ خلاص شوید.

غلبه بر ناامیدی ناشی از بیماری‌های تداعی‌گر مرگ (فنا، درماندگی و اسارت)

 

عامل ناامیدی در کسانی که دچار بیماری‌های سخت هستند، قضاوت زود هنگام درباره‌ی زمان مرگ است بی‌آنکه زمینه‌ی محکمی وجود داشته باشد. قبل از قضاوت، باید به بررسی کامل شواهد بپردازیم و برای کشف حقایق تلاش کنیم.

«استفان جی گولد» انسان‌شناس و استاد دانشگاه هاروارد، در سن ۴۰ سالگی به نوعی سرطان نادر شکمی مبتلا شد. پزشکان معتقد بودند فردی با این بیماری به طور متوسط تنها ۸ ماه زنده است. او شروع به تحقیق در این زمینه کرد و در مقاله‌ای با موضوع آمار و سرطان، بیان کرد که بررسی اطلاعات آماری بیماری‌اش تا چه اندازه مفید بود و به او کمک کرد. او با خود گفت: بسیار خوب، نیمی از مبتلایان به این بیماری بیش از این زمان زندگی می‌کنند. آیا من می‌توانم جزو این گروه باشم؟ در نهایت او با بررسی بعضی فاکتور‌ها مانند سن ابتلایش به این بیماری، شیوه‌ی زندگی سالم، تشخیص زود هنگام بیماری، و کیفیت بالای خدمات درمانی، به نتیجه‌ی امیدوارکننده‌ای رسید. او بیست سال پس از ابتلایش به این بیماری و در اثر سرطانی غیر مرتبط با آنچه برای او تشخیص داده شده بود درگذشت.

غلبه بر ناتوانی و شاخه‌های آن (ناتوانی، اسارت و محدودیت)

 

زمینه‌ی احساس ناامیدیِ ناشی از ناتوانی، عبارت است از:

شخصی‌سازی، برچسب زدن و ارزش قائل نشدن برای موفقیت‌ها.

وقتی افراد استعدادها و موهبت‌های‌شان را قدر ندانند، موفقیت‌های خود را نادیده گرفته و فقط بر ناتوانی‌ها و ابعاد منفی وجود خود تمرکز می‌کنند. یکی از راه‌های مقابله با کم‌رنگ کردنِ نقاط مثبت خود، به دست آوردن آگاهی است. لیستی از نقاط قوت خود حتی در کوچک‌ترین موارد تهیه و به‌طور دائم آنها را مرور کنید. با این کار احساس بهتری نسبت به خود پیدا کرده و با انرژی و انگیزه‌ی بیشتری زندگی می‌کنید.

در مورد کسانی که مورد ظلم واقع شده‌اند شخصی‌سازی و خود را مقصر دیدن بسیار شایع است. در شخصی‌سازی، فرد خود را مسئول حادثه‌ای می‌داند که به هیچ عنوان امکان کنترل آن را نداشته است. از راه‌های غلبه بر آن، تجدید نظر در نسبت دادن علت امور به خود است.

وقتی افراد به علت ناتوانی ذهنی یا فیزیکی، احساس محدودیت می‌کنند، با احتمال بیشتری به دام برچسب زدن به خود (در نظر گرفتن یک یا چند نمونه از رفتار خود و سپس تعمیم افراطی آن) خواهند افتاد. این برچسب‌ها خیلی ساده شکل می‌گیرند و به‌عنوان توصیفی ماندگار از شخصیت ما، درونی می‌شوند. برای غلبه بر احساس محدودیت، باید الگوهای فکری خودساخته را تغییر داد و تفکر منطقی را جایگزین کرد

در دوران دبیرستان، من شوت‌‌‌های هوایی خوبی در تیم فوتبال‌مان می‌زدم. روزی با یکی از رقبای سرسخت‌مان بازی داشتیم و چیزی را که مربی‌مان در استراحت بین دو نیمه گفت، هرگز فراموش نمی‌کنم: «اگر فولیس (Follis) همین شوت‌هایش را ادامه بدهد، سال بعد سر از ایالت کانزاس یا دانشگاه کانزاس درخواهد آورد.» تصور کنید یک پسر جوان را جلوی هم‌سن و سالانش تأیید و تشویق کنند و به او امیدواری بدهند. در نیمه‌ی دوم بازی، من عملا توپ را به کره‌‌ی ماه شوت کردم!

و حالا بعد از ۳۰ سال ، نظراتی این چنینی هنوز هم می‌توانند من را به وجد بیاورند و سر حال کنند. یک روز سخنرانی نسبتا خوب و جذابی داشتم و همسرم که عضو هیأت علمی دانشگاه است، اولین کسی بود که بعد از پایان سخنرانی پیش من آمد و گفت: «عزیزم، بسیار عالی بود، تو قطعا در کارت بهترینی. بیشتر سخنرانی‌هایی که در دانشگاه می‌شنوم تا این حد خوب نیستند.»

من عاشق شنیدن این قبیل کلمات هستم و حتما شما هم همین‌طور هستید. هیچ چیز به اندازه‌ی کلمات دلگرم‌ کننده و نویدبخشی که از صمیم قلب باشند، نمی‌تواند به انسان امید بدهد. در دنیای امروز که خودخواهی، حیله‌گری و حرف‌های کنایه‌دار رواج دارد، انسان‌ها به ‌ندرت کلمات تشویقی می‌شنوند.

تجربه دلنشین امیدواری دادن

طی سال‌ها تجربه‌ای که در زمینه‌ی امیدواری دادن به صدها نفر کسب کردم، موفق به کشف ۱۰ شیوه‌ی بسیار عالی برای امیدواری دادن به دیگران شدم. اگر می‌خواهید روی دیگران تأثیرگذار باشید، لازم است تمام این ۱۰ احساس را در کوله‌بار احساسات‌تان داشته باشید. تعجب آور نیست که افراد به شدت تمایل دارند، کسی تشویق و دلگرم‌شان کند. من هم شما را تشویق می‌کنم تا سعی کنید در همین هفته، تمام این ۱۰ احساس و هیجان را به کار ببرید.

پذیرش و باور

 

 

پذیرفتن و تصدیق کردن زمانی جلوه پیدا می‌کند که ما با میل و رغبت و بدون قید و شرط، کسی را دوست بداریم. آیا می‌توانید اشتباهات کسی را ببینید و هم‌چنان برای‌تان مهم باشد و نگرانش باشید؟ هیچ راهی بهتر از باور و تأیید یک فرد، بابت همان چیزی که هست و نه به خاطر کاری که انجام می‌دهد، وجود ندارد.


حتما بخوانید: با جالب‌ترین فواید دوستی برای سلامتی آشنا شوید


عشق‌ورزی

 

عشق‌ورزی با ابراز محبت و توجه از طریق تماس فیزیکی و کلام محبت‌آمیز جلوه می‌کند. به افراد مورد علاقه‌تان بگویید که دوست‌شان دارید؛ به همسرتان، فرزندان‌تان و به همکاران‌تان عشق و محبت‌تان را ابراز کنید. به آنهایی که در بیمارستان بستری هستند و به کسانی که در مراسم ازدواج یا سوگواری می‌بینید، محبت‌تان را اعلام کنید. امروز با یک نفر از افراد مورد علاقه‌تان تماس بگیرید و به او بگویید: «من به تو زنگ زدم تا فقط بگویم، ممنونم که بخشی از زندگی من و یک دوست خوب برایم هستی. دوستت دارم و افتخار می‌کنم که تو را دوست خطاب کنم.»

سپاسگزاری

سپاسگزاری و قدردانی با ابراز تشکر و تحسین جلوه می‌کند؛ مخصوصا با درک کارهایی که یک نفر انجام داده است. چند وقت پیش در یک گردهمایی، شاهد این بودم که یک معلم سالخورده، معلم جوانی را بابت برنامه‌ی تابستانی‌ای که اجرا کرده بود، تحسین و از او قدردانی کرد و چهره‌ی آن معلم جوان، درخشان و شاد شد.


حتما بخوانید: چطور حتی وقتی غیر ممکن است، بتوانیم ببخشیم؟


قدردانی

 

موافقت و رضایت وقتی نمود عینی می‌کند که کسی را تأیید کنیم و اهمیت و ارزش آن رابطه را بدانیم. کارفرمایی را می‌‌شناسم که در جلسه‌ای به کارمند جوانی گفت: «جاش (Josh)، تو انبار را به نحوی ساماندهی کردی که همه را خشنود کرد. حالا دیگر ما می‌توانیم هر چیزی را که می‌خواهیم به راحتی پیدا کنیم. تو کار همه‌ی ما را بسیار ساده‌تر کردی. از تو بسیار متشکریم.» این کارفرما یک کار بزرگ انجام داد.

ارتباط

وقتی وارد دنیای فرد دیگری می‌شویم، ارتباط برقرار کردن معنادار می‌شود. هیچ‌ چیز جایگزین وقت گذاشتن برای کسی نمی‌شود، و نکته‌ای که مهم است تنها گذراندن وقت نیست، بلکه باید با تمام وجودتان به او گوش دهید. اگر واقعا به حرف‌های فرد مقابل‌تان با صمیم قلب گوش کنید و با رفتارتان به او امیدواری دهید، چه شاد باشد و چه غمگین، او در نهایت آرام و خوشحال خواهد شد. کشیش دیوید آگسبرگر (David Augsburger) می‌گوید: «برای یک فرد عادی، احساس شنیده شدن، بسیار شبیه و نزدیک به مورد عشق واقع شدن است و تقریبا نمی‌توان تفاوت‌شان را تشخیص داد.»


حتما بخوانید: تقویت مهارت گوش دادن؛ ۱۰ اصلی که شما را تبدیل به شنونده سراپا گوش می‌کند


تسلی دادن

شما می‌توانید با استفاده از کلمات و گفتار مناسب و تماس فیزیکی، تسلی و امیدواری بدهید. اگر کسی غصه‌دار است، به دو جمله واقعا نیاز دارد: «کاملا درکت می‌کنم» و «دوستت دارم.» دست‌تان را روی شانه‌ی کسی که درد و ناراحتی دارد قرار گذاشته و به او بگویید که کنارش هستید.

تشویق و دادن انگیزه

 

تشویق را می‌توانید با ترغیب فرد به مأیوس نشدن و پشتکار داشتن برای رسیدن به هدف، انجام دهید. به او زنگ بزنید، برایش پیام بگذارید، او را ستایش کنید و به سینما یا رستوران ببرید تا با این کار به فردی که می‌خواهید امیدواری بدهید. انسان‌ها عاشق این هستند که کسی به آنها بگوید: «من به کاری که داری انجام می‌دهی افتخار می‌کنم. تو این دنیا را جای بهتری برای زندگی می‌کنی.»

احترام

 

احترام، در ارزش قائل شدن برای دیگران و مهم دانستن‌شان تجلی می‌یابد. آیا به عقیده و نظر همسرتان احترام می‌گذارید؟ به حرف‌‌های فرزندان‌تان گوش می‌سپارید؟ برای وقت دیگران ارزش قائل هستید؟ آیا به کسانی که فرهنگ و مذهب‌ متفاوت دارند احترام می‌گذارید؟

امنیت

شما می‌توانید با حفظ تناسب و هماهنگی در روابط با دیگران و نشان دادن اینکه هیچ خطر و آسیبی تهدیدشان نمی‌کند، حس امنیت را القا کنید و موجب امیدواری شوید. آیا آنهایی که شما مسئولیت مالی‌شان را به عهده دارید، خیال‌شان از بابت تأمین آن راحت است؟ آیا رابطه‌تان با دیگران بدون تناقض است؟ آیا با کارکنان‌تان به همان گونه‌ای رفتار می‌کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند؟ آیا اطرافیان‌تان می‌دانند که چه انتظاری باید از شما داشته باشند؟ آیا می‌توانند منظورتان را متوجه شوند؟

پشتیبانی

وقتی همراه کسی هستید و تمام توجه‌تان به او است، یعنی حمایتش می‌کنید. سعی کنید زمان‌هایی را که فرد مورد نظرتان ممکن است دچار استرس شود، پیش‌بینی کنید و به او امیدواری بدهید. در صورت نیاز، آیا قادرید از نیروی درون و قدرت روحی خودتان برای کمک به او استفاده کنید؟

هیچ‌ کدام از این ۱۰ مورد تضمین کننده مشکلات کمتر شما در روابط‌‌تان نیستند. به این معنی نیست که شما گفتگوهای سختی پیش رو نداشته باشید و یا لازم نباشد حد و مرزی تعیین کنید یا آنهایی را که آزارتان می‌دهند پیوسته ببخشید. به هر حال به وجود آوردن امیدواری‌های حقیقی، همیشه دقیقا در بحبوحه‌‌‌ی پریشانی‌ها و آشفتگی‌های زندگی روی می‌دهند.

برگرفته از: churchleaders.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *