اصطلاحات بومی ومحلی ،مرتبط به دامداری

 در روستا دل آباد گوسفند بعد از نماز صبح برای چرا  به گله فرستاده می شوند که تااذان مغرب در صحرا هستند و معمولا دونفر به عنوان چوپان روز که در واقع همان صاحبان  گوسفندان هستند گله را برای چرا همراهی می کنند وهر خانواده چند گوسفند پرواری در روستا نگهداری می کند. که این ها با گله فرستاده نمی شوند

از جمله اصطلاحات محلی روستا  دل آبادمربوط به دامداری می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱-چوپو=کسی که گله را همراهی می کند

۲-گُمارْ=نوبت چوپانی افرادی که گوسفندان انها در گله می باشدکه با توجه به تعداد گوسفندان (هر پنج گوسفند یک روز)باید یک  روز با گله باشند.

۳-خَلَمَه=بره وبزغاله تازه متولد شده که باید جدا از گله به چرا بروند.

۴-گیسَه=بزی که اولین بار زایمان می کند.

۵-تُقُلی=میشی که اولین بار زایمان می کند.

۶-تَکَّه=بز نری  ۳ساله .

۷-قوچْ=بره نر ۳ساله.

۸-جَمَلی=گوسفند دوقلو.

۹-بُریْ=چیدن پشم گوسفندان.

۱۰-جَکْ=اغوز اولین بار که گوسفند را می دوشند.

۱۱-فَلَه=غذایی که با مخلوط کردن جک وشیر به دست می آید.

۱۲-وَقْتی=گوسفندی که قبل ازفصل عادی زایمان گوسفندان به دنیا می اید.

۱۳-کُمور=گوسفندی که دیرتر از فصل عادی زایمان گوسفندان متولد می شود.

۱۴-چَبُشْ=بزغاله نر بزرگ شده

۱۵-شیشک=بره نره یک ساله

۱۶-پاتیل:ظرفی برای گرم کردن شیر در گله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *